شيخ محمد بن طاهر السماوي ( مترجم : عباس جلالي )
247
ابصار العين في انصار الحسين ( ع ) ( سلحشوران طف ) ( فارسي )
مسير دادند . سر نيزههاى آنان از دور به شاخكهاى زنبور عسل و پرچمهايشان به بالهاى پرندگان مىماند . به هر حال ، ما قبل از آنان به « ذو حسم » رسيديم و سراپردهء حسين عليه السّلام بر افراشته شد و سپاهيان دشمن با يك هزار تن به فرماندهى حرّ از راه رسيدند . وى در گرماى سوزان ظهر در برابر امام عليه السّلام قرار گرفت . امام و يارانش عمامه به سر و شمشير حمايل داشتند ، حضرت به ياران خود فرمود : « اسقوا القوم و رشّفوا الخيل ؛ اين جمعيت و اسبانشان را سيراب كنيد » . زمانى كه نفرات و اسبان آنها را سيراب نمودند ، وقت نماز فرا رسيد ، امام حسين عليه السّلام به حجّاج بن مسروق جعفى - كه حضرت را همراهى مىكرد - دستور داد اذان بگويد ، وقت اقامهء نماز رسيد ، امام كه عبا و ردا و كفشهاى خود را پوشيده بود ، از خيمه بيرون آمد و خدا را حمد و سپاس گفت ، سپس فرمود : « ايّها الناس ! انها معذرة الى اللّه و إليكم إنى لم آتكم حتى أتتنى كتبكم » . « مردم ! سخنان من اتمام حجت بر شما و انجام وظيفه در پيشگاه خداست ، من آنگاه كه نامههايتان به سويم سرازير شد ، به سوى شما آمدم . . . » . جمعيت در پاسخ سكوت كردند . حضرت به مؤذن فرمود : « أقم ؛ اقامه بگو » . وى اقامه گفت و امام عليه السّلام به حرّ فرمود : « أ تريد أن تصلّى بأصحابك ؛ آيا نماز را با سپاهيانت بجا مىآورى ؟ » . عرض كرد : خير ؛ به شما اقتدا مىكنيم و امام عليه السّلام نماز را با آنان به جماعت بجا آورد و سپس داخل سراپردهء خود شد و يارانش اطراف او را گرفتند و حرّ نيز داخل خيمهء خود شد و سپاهش پيرامون او گرد آمدند و آنگاه به جاى خود بازگشتند و هر يك عنان مركب خويش را در دست ، و در سايهء آن نشستند . با فرا رسيدن وقت نماز عصر ، امام عليه السّلام به ياران دستور داد آمادهء حركت باشند . نماز عصر را با آنان بجا آورد و پس از فراغت از نماز ، رو به سپاهيان دشمن كرد و